|
از شما خفته چند، چه کسی می آید با من فریاد کند؟
|
|
|
|
||||
|
نهم دسامبر 2007 ویدیویی روی گوگول آپ لود شد که یکی از مهمترین اسناد جنبش زنان در ایران است .سندی که حکومت کوشید آنرا کامل از بین ببرد اما هستند وجدانهای پاکی که نگذاشتند این سند بایکوت بماند. تمامی زنانی که در بیست و دوم خرداد هشتاد و پنج جمع شده بودند می خواستند تجمعی آرام و زنانه برگزار کنند اما حکومت توسط لباس شخصیها و سپس پلیس این تجمع را به خشونت کشید وبه ضرب و شتم زنان پرداخت و با دستگیری هفتاد و شش زن لکه ننگ دیکتاتوری سرکوبگر را پررنگ تر کرد. در این تجمع کلیه کسانیکه به تهیه فیلم و عکس می پرداختند دستگیر شدند ،هر چند که واحد مرکزی خبر صداو سیمای جمهوری اسلامی به همراه پلیس از این تجمع آزادانه فیلم گرفتند (! و بعد در اوین بازجویان تهدیدمان می کردند که از همه تان فیلمبرداری شده و ما سند داریم از جرم شما!!!) تنها چند نفرتوانستند به سختی عکس و فیلم گرفته بگیرند که به سرعت در اینرنت منتشر شد . از جمله عکسهای کسوف در این روز که شاهکاری در کارهای عکاسان خبری بود. این فیلم که بعد از گذشت یک و نیم سال در گوگل آپلود شده به خوبی بیشتر جاها را پوشش داده .جاییکه فاطمه را دارند می زنند و آخر به اتوبوس سپاه سوارش میکنند.یا معصومه که پلیس به او حمله ور شده! کسیکه که این ویدیو را بعد از گذشت یک سال و نیم جرات به خرج داده و آپ لود کرده ادعا می کند که با دوربین شخصی خودش اقدام به فیلم برداری کرده اما نوشته های روی فیلم و حرکت دوربینها و چرخش آنها , همین طور قرار داشتن در بلندی وسط میدان هفت تیر بخوبی نمایان می کند که این از دوربین کنترل ترافیک شهری ست . و از جهت اطمینان شخص از عواقب احتمالی آن این فیلم در ابعاد کوچکتر شده ضبط مجدد شده است تا صورت خیلی ها مصون بماند وگرنه چقدر خوب میشد دارنده ی این ویدیو با همان کیفیت خوبش آنرا برای دیدن همگان می گذاشت ، تا که رسوا شود هر آنکه در او غش باشد. پی نوشت: یک ماه بعد از آزادی ام دوباره به هفت تیر رفتم . از فروشنده در مورد این تجمع پرسیدم تا ببینم اینکه در زندان به ما می گفتند فروشندگان میدان هفت تیر شاکی خصوصی شما هستند درست است ؟ گفت :"خانوم همه رو زدند. یک سری مثل شماها بودند . با لباسهای خیلی عادی . اینکه می گفتند اینها مفاسد اجتماعی هستند دروغ بود اونها لباسهای دانشجویی داشتند و از خود مردم بودند .ما اون روز مغازه ها رو بستیم و رفتیم . شکایتی هم نداشتیم. خودم دیدم که ریس کلانتری فلسطین با مشت توی صورت یک دختر کوبید. ( معصومه را می گفت). خانوم نمیدانید چقدر وحشیانه می زدند. تمامی تلفن ها و مبایل ها را قطع کرده بودند."
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 14:35 توسط ** بيتا ياري **
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|||||
|
|||||