تبليغاتX
فریاد - ازدواج موقت : از تابو تا هنجار
از شما خفته چند، چه کسی می آید با من فریاد کند؟

 

هفته ای که گذشت اصلا دست و دلم به نوشتن نمی رفت .بیشتر مطالعه کردم و خوشبختانه توانستم مقداری هم از کتاب خانوم ساتراپی که در پست قبل توضیح اش را داده بودم بخوانم .اما شوکی که باعث شد بیشتر به این پست بپردازم همان سخنی است که وزیر کشور "پورمحمدی" خواستار اشاعه باجسارت آن شده است ، یعنی همان "ازدواج موقت ".این چند روز سعی کردم بیشتر راجع به این قضیه مطالعه کنم و بیشتر در ضرورت و اصل و اساس آن وارد شوم . به هر حال سخنی که با هزار بهت و حیرت و اما و اگر همراه شده بود کمی برایم  زمان برد تا بتوانم فکرم را جمع کنم و بنویسم. از قاسم مقیمی عزیز و همه همراهان عذرخواهی میکنم که با کمی تاخیر به روز میشوم و سپاسگزارم که تا پایان این پست نسبتا طولانی همراهم شوند.

 

همه میدانیم که مسئله ازدواج موقت (متعه یا همان صیغه) مسئله امروز نیست و همیشه گوشمان با آن آشنا بوده اما اینکه چرا ناگهان بایست با شجاعت  تبلیغ شود از چند منظر قابل بررسی است:

 

-         اول اینکه بدون در نظر گرفتن اینکه صیغه و متعه (ازدواج موقت) از نظر شرع اسلام چه ضوابطی داره و اینکه چرا در صدر اسلام بود و چرا "عمر" خلیفه دوم آنرا حرام اعلام کرده و اینکه چرا بایست ترویج بشود انهم با این همه نگاه کثیف به این مسئله و همینطور مبارزه زنان در جهت الزام بر تک همسری بودن شوهران ؛ بایست گفت که جای خوشحالیست که زمامداران ما بعد از بیست و هشت سال فهمیدند که چیزی بنام غریزه جنسی در مردمان وجود دارد که حتی با آن همه سرکوب حکومتی این نیاز از بین نرفته وجود داشته و دارد ،

حتی اگر بصورت یک تابو از آن یاد میشده،

حتی اگر کسی از آن سخنی میگفت ذنب لایغفر اومحسوب میشده

و حتی برخورد پزشکی با مسئله هم می بایست در خفا و پنهانی صورت میگرفته.

 

همه میدانیم که جامعه ما به شدت جنسی است و از این همه جنسیت رنج می برد. چراکه انقلاب 1979 ایران ( که بعد اسلامی شد ) جنسی ترین انقلاب در کل دنیا بود ، چراکه شهروندان این مملکت بسته به جنس و سکسشان به دو دسته خواهر و برادر تقسیم شدند وهمین نگاه جنسی باعث تفکیک و تبعیض در حکومت شد و اثرات خود را در جامعه به صورت نگاه جنسی به زنان ثابت کرد

وباعث قومی قبیله گرایی هر چه بیشتر مردم از جمله  قتلهای ناموسی  در جهت تنزل جامعه به ماقبل(عصر هجر) گردید.

 

با اینهمه جنسی گری که در جامعه موج میزند بدتر از همه این است که صبحت از سکس و آموزشهای جنسی همیشه آنقدر قبیح و مذموم شمرده شده که تابوی آن به ظاهر برای کسی قابل شکستن نیست . و مردمان فقط مجاز به صحبت از آن در پنهان خود می باشند. و حتی دیده ایم که حکومت از آن چماقی برعلیه تمام کسانیکه جوردیگری میاندیشند ساخته تا هر چه بیشتر در برابر مردم ( که خود انها را نسبت به سکس منفی بارآورده ) خود را مجاز به سرکوب دیگراندیشان بنماید . چه بسیار شبها که در زندانهای این رژیم زندانیان سیاسی تحت فشار قرار گرفته اند تا به طرز دلخواه بازجویان به روابط جنسی نامشروع اعتراف کنند و چه بسیار زنانی که در اوین با تهدید به تجاوزپای هرورقه ای را امضا نموده اند. مگر این جز این نیست که هنوز هم برای مردمان ما سکس مسئله پر ارزش اما قبیح  است و انسانیت حقیر؟ چرا که اگر اینقدرموضوع  اهمیت نداشت و پست نبود این گونه در مورد آن قضاوت نمیشد.

 

با این همه ، همین جامعه ای  که حتی درآن صحبت از سکس  مذموم است و هنجارشکنی محسوب می شود ، ابایی  نداشته که در مورد خصوصی ترین بخش اندام زنانه "بکارت"  که به آسانی هم قابل رویت و فهم  نیست را به نقلی در دهان خود مبدل سازد و از همان بکارت دختران به عنوان امر ارزشی و مقدس  یاد کند !!!به این حد که حتی مردمانش حاضرند به پایش خونهایی بریزند و جانهایی بگیرند.(قتلهایی با انگیزه ناموسی)

حالا حکومت ما فهمیده که خیلی ازمردم کمتر مایل به ازدواج دائم هستند و روز به روز بر تعداد کسانیکه راههای دیگری برای ارضای میل جنسی خود انتخاب میکنند افزوده شده است و برای حکومت به تعداد مجرمین !

اینکه بتوان کاری کرد که هم مردم عادی راضی باشند و مذهبی ها شرعا گناهی در کار نبینند و قانونا  کسی مجرم شناخته نشود نیاز این جامعه است واگر بشود، واقعا  قابل تحسین هست .بیست و هشت سال مردم شلاق خوردند، به زندان افتادند و خونها ریختند وانسانیت شان تحقیر شد و اینهمه سال طول کشید تا حکومت بفهمد باید راهی دیگر پیدا کند وحالا راهی چون  " ازدواج موقت "  را پیشنهاد میدهد .

شخصا خوشحالم که بتوان راهی برای شکستن قبح تجربه سکس قبل از ازدواج یا بدون ازدواج را یافت  چراکه  گذر ما را به جامه ای بهتر و سلامت تر تسریع میکند. امروزه هستند کسانیکه منتظر نایستاده اند تا حکومت برایشان سلامتی روانی به ارمغان بیاورد و خود به این کار اقدام میکنند . ومن معتقدم که فرهنگ را همین افراد متحول میکنند نه امر حکومتی!

 

 

-         مسئله دوم : میدانیم که در روزهای اولیه حکومت اسلام برعربستان بر اثر جنگهای اسلام گشایی ، بسیاری از زنان شوهران خود را از دست دادند و چون طبق رسم و سنت قبایل عرب مرد را ستون خیمه ی زندگی و سر پناه زن می دانند ، پسندیده شمرده نمی شد که زنی بی شوهر بماند. چرا که همان مردان عربی که همیشه دم از غیرت خود میزدند  نمیگذاشتند زنی تنها باشد و لحظه ای به زنی تنها رحم نمی کرند مگر انکه از آن  زن  تطمیع  جنسی شوند . و چون در آن دوران بر اثر جنگها ی اسلام آنان بیوه شده بودند پیامبر اکرم یا به قول افراطیون اعظم( ! ) جهت دلجویی از آنان ، زنها را به عقد همسری خود(موقت و دائم)  درمی آورد تا مبادا ازاسلام بد  بگویند  که  باعث  شده  شوهرشان از دست برود بلکه خوشحال شوند که مردی چون پیغمبر نصیب شان شده است . در حقیقت ازدواج موقت رشوه ای بوده که بنا به ضرورت پیامبر به زنان برای گسترش اسلام می پرداخت .

اما سکس در کجای ازدواج موقت جا دارد ؟

در این شیوه ای که حکومت مایل به آن است ، سکس دو بحث  دارد : اول ازدواج موقت با دختران و دوم با زنان (در اینجا باز هم ملاک دسته بندی همان بکارت است).در کتاب" من لایحضرة الفقیه " که عمده احادیث متواتر شیعه گرد آوری شده از امام صادق نقل شده که " اگرمتعه  دختر باشد مرد اذن دخول ندارد حتی اگر دختر مایل به حفظ بکارت نباشد. "

همانطور که می بینیم باز هم مسئله اضاله بکارت در اینجا مطرح است که اگر حکومت این نوع ازدواج موقت را بنا بر ضرورت زمان تشخیص داده که اصلا نقض غرض است.(مردم سکس میخواهند نه اینکه در جهت حفظ بکارت بکوشند!)  چرا که در این جا برای دختران رابطه سکسی نباید تا حد از دست رفتن بکارتشان باشد . پس کسی مجاز به سکس کامل و ارضا ی جنسی  نیست. اینجاست که باید گفت این چاره درست نیست و ازدواج موقت جوابگوی نیاز جامعه ی ما نیست .

در مورد زنان متعه هم مسئله  فرزند مطرح است . قیم فرزند مادر است وفرزند متعه از پدرارث نمی برد و می بینیم که این مسئله بی قیدی پدران را نسبت به فرزندان بوجود خواهد آورد و بدتر از آن افزایش آمارکودکان  بی سرپرست را به دنبال خواهد داشت . بازهم می بینیم که قانون نیاز به اصلاح و تغییر دارد که تقریبا محال است.

 

 

-         سومین مسئله در تبلیغ  این بود که ازدواج موقت بایستی ثبت شود و دختران به اجازه پدر خود نیاز دارند .آیا این پلیسی کردن روابط مردم  و سخت کردن آن نیست بنا بر استناد به کتاب من لا یحضرة الفقیه گر سکس کاملی در رابطه نباشد (بکارت از بین نرود) احتیاج به اجازه پدر نیست . ؟ اینکه دختران به اجازه پدر نیاز دارند و آیا اجازه ای  که  شما می خواهید از بین بردن حق دختران(عدم نیاز به اجازه پدر) بنا بر اصول خودتان نیست ؟

اینکه گفته اید برای این زوج ها خانه هایی ارزان و مهریه هایی کم در نظر گرفته اید که زوج ها بدون ترس راحت به روابط خود بپردازند شما را یاد شهر نوی سابق نمی اندازد؟

 

 

-         مسئله بعدی اینست که سالهاست یکی از علل مهم در طلاق چند همسری شوهر است و بسیاری از زنان قربانی ملون المزاج بودن شوهرانشان شده اند و کانون زندگیشان از هم پاشیده است . که امروزه یکی از خواسته های جنبش زنان ایران (از جمله خودم) حذف حق چند همسری مردان ازکتاب قانون می باشد. حالا می ماند که آیا این ازدواج موقت برای مردان متاهل هم  مجاز است؟ حکومت ما مجاز میداند  و اگر مجاز است آیا زندگی خیلیها را از هم نخواهد پاشید ؟

 و آیا آقایانی که شعار حمایت از خانواده را میدهید و در همین راستا حتی به اسم مرکز" زنان ریاست جمهوری"  رحم نکردید و آنرا به مرکز" زن و خانواده"  تغییر نام دادید ( که این خود گویای نگاهتان به زن است که فقط مقام مادربودنش را فبول دارید وفقط  در کنار خانواده به او ارزش میگذارید ) آیا این همان دم خروسی نیست که نمی گذارد قسم حضرت عباستان را باور کنیم ؟ آیا همین حمله شما به جهت تخریب خانواده زنان (از بین بردن خانوادهاشان) و تحقیر خود زنان  نیست؟

 

بنده مایلم که تابوی مسئله جنسی در ایران شکسته شود، اما با این کارنامه ی دولت و مهرورزی هایی که از آنان دیده ام نمی توانم از این سخنشان احساس خطر نکنم و به استقبالش بروم و فکر کنم که آنها هم از فقه شان که می بایست بنا به ضرورت زمان به روز شود کمک گرفته اند تا  در جهت رفاه  مردم قدمی بردارند ! مخصوصا حالا که طعم مهرورزی  شخص پورمحمدی  را هم  چشیده ام!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 21:35  توسط ** بيتا ياري **  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 
eXTReMe Tracker