تبليغاتX
فریاد - حکمهای سنگین دوستانم!
از شما خفته چند، چه کسی می آید با من فریاد کند؟

 

عصر یه جمعه ی خیلی دلگیره ! بازم یه سری خاطرات به سراغم اومده  نمیزاره تنها باشم.

 

دیروز خبر حکم دو سال حبس آزاده فرقانی رو خوندم که بعد از پنج سال تعلیق اجرا میشه.خیلی ناراحت شدم  .یاد شب و روزهای اوین افتادم که آزاده رو هی میبردن بازجویی و این بازجوییها کمتراز چهارساعت هم نمی شد.یادمه که اصلا به این دخترفرصت نمیدادن تو اون سه روزی که تو سلول ما بود چیزی بخوره. همش بازجویی بازجویی بازجویی.مثل اینکه همه بازجوهای بند 209 دوس داشتن آزاده رو ملاقات کنن و تو سوابقشون نمره افتخار بازجویی از آزاده رو داشته باشن!

 

آزاده هم تا تونست از آرمان همه زنها دفاع میکرد ،از فعالیتش که بازم ادامه میده وبهشون میگفت که این مرحله  یه نقطه جهشی براش شده.البته برا همه مون شد!

 

تنها آزاده نبود که اینکارو میکرد همه میکردن اما آزاده درگیر لفظی هم شده بود . یکی از هم سلولیها میگفت که جایی که بازجویی میشده صدای آزاده رو هم میشنیده و فریادهای بازجوشو که ازش تعهد میخواسته ! و آزاده هم که سر سختانه جواب نه میداده ، همه ناراحتش بودیم واونقدراین بازی ادامه داشت که ما هم یواش یواش نگرانش شدیم . مخصوصا وقتیکه به یه سلول دیگه منتقلش کردن!

 

همه انتظار داشتیم که تو دادگاهیش براش سخت بگیرن؛ اما دو سال حبس اونم به خاطرشرکت تو تجمعی (22خرداد) که بر اساس قانون اساسی آزاده!

 

البته تنها اون نبود که چنین حکم سنگینی گرفته ! برای فاطمه هیجده ساله ،همون کسیکه  تو سلولمون  من براش مادر بودم  و به خاطر جسارتی که داشت  جوونی خودمو برام تجسم میکرد ، برا اونم حکم سنگین پنج سال حبس تعلیقی بریدن !

 

آزاده رو هشت مارس دیدم تازه آزاد شده بود (13 اسفند بازم غیرقانونی دستگیر شده بود جلوی دادگاه انقلاب)اما فاطمه رو نه ! بعد از اوین دیگه ندیدمش و فقط چن بار باهاش تلفنی صحبت کردم واین اواخر دیگه مبایلشو فروخته بود و دیگه خبری ازش ندارم  فکر کنم شماره منو هم گم کرده .خیلی دوسش دارم  هر جا هست شاد باشه و روزهای خوب ببینه!

 

 

 

 

 

پی نوشت : دو روز دیگه 26 فروردین وبلاگم یه ساله میشه  و مهمتر از اون روز تولد یه دوست عزیزمه که همه این چن سال تک وتنها بار سختیها موکشیده و فاصله ای بینمون نیست .

چون من چن روزی دارم به ماموریت تو یه شهر دیگه میرمو اون روز اینجا نیستم از حالا تولدشو بهش تبریک میگم .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 19:38  توسط ** بيتا ياري **  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 
eXTReMe Tracker