تبليغاتX
فریاد - من و شب بیداری برای سریال LOST
از شما خفته چند، چه کسی می آید با من فریاد کند؟

از دو ماه پیش دیدن سریال LOST  را که شروع کردم و با توجه به حجم درسها و کارم نمی توانستم به آن زیاد وقت بگذارم و اما در این چند هفته ی اخیر آنقدر شبها را تا صبح پای دین این سریال به سر بردم که صبحا برای رفتن به شرکت بی رمق بوده ام.سریالی که تا این حد توانسته مرا مجذوب خود کرده باشد و همچنان بی تابی میکنم برای دیدن باقی قسمتهای ساخته نشده اش می بایست چیزی فراتر از تصور بوده باشد چراکه در این اوضاع کسادی داستان سرایی و موضوع ، ساخت سریالی پر از مفاهیم فلسفی با مایه های ابهام و رازآلودگی و دلهره و معنویت و انسانیت واقعن شاهکاریست که کمتر می شود پیدا کرد.

فلسفه انداخته شدن در این دنیا ازهمان لحظات اول تصاویر سریال تا آخر با ماست و شناخت این سرزمین ناشناخته و رام کردن آن، سیر زندگی از گذشته تا امروز همه ی  نیاکان ماست . رازالودگی و دلهره های آن هم جنبه های معرفتی اش را می سازند و گذشتن از بحرانها انسانیت و معنویت را آموزش می دهند . هنرمندی آنجاست که همه ی اینها در قالب یک داستان امروزی  و باورپذیر به نمایش در می آید و ضمنا از لحاظ هنرهای تصویری هم چیزی کم ندارد. زمان تلف شده در سریال وجود ندارد ودر هر داستان توامان چند داستان در حال روایت شدن هستند .داستانهایی در گذشته و حال. در زمان اکنون .

 

پی نوشت:

پیشنهاد:دوستان عزیز بشتابید!

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 21:18  توسط ** بيتا ياري **  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 
eXTReMe Tracker