|
از شما خفته چند، چه کسی می آید با من فریاد کند؟
|
|
|
|
||||
|
بسیاری از دوستانم برای کارهایی به کشورهای برادر(!) همچون ونزوئلا و کوبا و ... که به یمن حکومت دولت نهم نصیب ما شده ، سفر می کنند و بارها شنیده ام که عوام مردم آنجا با وجود زندگی در زیر یوق استبداد بسیار به خوشی مشغولند و همه از افراد آن کشور به عنوان مردمان خوش و شاد یاد می کنند. و در مقایسه با مردم خودمان می بینیم که ما بسیار انسانهای افسرده و دور از خوشی هستیم. چند روزی هست که به فکر کردن در مورد کشورهای جهان سوم و بالاخص آندسته که زیریوق دیکتاتوریها گذران عمرمی کنند مشغولم. و نتوانسته ام برای هزاران سئوال ذهنم جوابی پیدا کنم . بیشتر صفحات تقویم ما را روزهای عزاداری و یا شادیهای زورکی حکومتی پر کرده و کمتر توانسته فرصتی به مردم از آن خودشان بدهد . رادیو و تلویزیون هم که شبانه روز در حال پخش عذاداری به روشهای مختلف هستند . خیابانها که از گشت های ضد مردم پر شده و همه و همه چیز دست به دست هم داده اند و مردم ما سوای سوختن زیر آفتاب داغ حکومت ، از غم و اندوه هم پراند. تنها چیزی که باور دارم اینست که هم خوشحالی از ما دریغ شده و هم ما خودمان از روحیه ی شاد عاری شده ایم. چیزی به عنوان شادی و یا روحیه ی شاد وقتی بخواهد به صورت دسته جمعی و در اجتماع مطرح شود باید به صورتی کاملن واضح خود را نشان دهد . به طور مثال وقتی صحبت از روحیه مردم هند می شود همه ی جامعه شناسان روحیات آنان را حول fiction که ریشه در باورهای مردمشان دارد معنا می کنند .و آنها را انسانهای زنده با تخیل می دانند و اینجاست که سینما برای این مردم بسیار دوست داشتنیست؛ تا آنجا که حتی فقرایشان برای سینما رفتن پول گدایی میکنند. اما در مورد روحیه قالب مردم ما نه این امر دیدنیست که نشان ازچیزی در روحیه جمعی مردم باشد و نه همانطور که در مورد کشورهای زیریوق استبداداند شادی دو وجهی دورکننده ازسیاست و زندگی بخش (ابزار قدرتمندان– راهکار مردم) وجود دارد . و ما همچنان مردمی هستیم که زنده ایم با سابقه ی طولانی در استبداد و ناخوشی. هم مقصر بوده ایم هم خودمان قصور کرده ایم ! پی نوشت: در مورد جامعه شناسی روحیه اجتماعی هم کتاب و مقاله وچیزی پیدا نکردم که بتوانم جواب حرفهای خود را پیدا کنم و به حوالت تاریخی و از این حرفهای بدتر از گناه را هم فریب می دانم و علاقمندم که کسی در این مورد اگر چیزی میداند به من بگوید و حتی اگر مقاله ای کتابی و یا تحقیقی که بشود خواند به من معرفی کند.
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 20:26 توسط ** بيتا ياري **
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|||||
|
|||||