|
از شما خفته چند، چه کسی می آید با من فریاد کند؟
|
|
|
|
||||
|
روز جهانی زن مبارک!
از چند هفته پیش مطلبی ذهنمو درگیر کرده بود که باید در موردش برای روز زن مطلب می نوشتم . می خواستم تو ۸ مارس در مورد جنبش زنان بعد از انقلاب و جنگ و تاثیرات اون به جنبش بنویسم که با دستگیری دوستان جنبش کل فکر و ذهنم از هم پاشید .هفته بعد راجع بهش می نویسم.
امیدوارم زودتر ژیلا و محبوبه و شادی آزاد شن. پی نوشت : گویا آزادی محبوبه و شادی دور خواهد بود.در وارش بخوانید! پی نوشت دوم: خبرخوب خبر آزادی محبوبه و شادی رو شب سال نو شنیدم. خوشحالم که سلامت آزاد شدن!
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 11:24 توسط ** بيتا ياري **
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آخرین اخبار رسیده: محبوبه و شادی به همراه خیلیها در حدود سی و دو نفر دستگیر شده اند! امروز با توجه به بیانیه قبلی جنبش زنان ("روز يکشنبه، 13 اسفند ساعت 8 و نيم صبح در مقابل دادگاه انقلاب (واقع در خيابان شريعتي، ابتداي خيابان معلم) حضور مي يابيم و اعتراض خود را نسبت به هر گونه برخورد امنيتي و قضايي با فعاليت هاي مدني و مبارزات مسالمت آميز زنان براي احقاق حقوق خويش ابراز مي داريم. ") بازهم تجمع به خشونت کشیده شده! حکومت تا کی می خواهد به سرکوبگری خود ادامه دهد؟ آنهم وقتیکه که نزدیک روز جهانی زن (۸مارس)هستیم. امیدوارم زودتر همه آزاد شوند. اسامی عبارتند از: نوشين احمدي خراساني- پروين اردلان- ناهيد کشاورز- محبوبه حسين زاده- محبوبه عباسقلي زاده- نيلوفر گلکار- پرستو دوکوهکي- مريم ميرزا- مريم حسين خواه- ناهيد جعفري- مينو مرتاضي- فاطمه گوارايي- شهلا انتصاري- سوسن طهماسبي- آزاده فرقاني- ژيلا بني يعقوب- ناهيد انتصاري-آسيه اميني- شادي صدر- ساقي لقايي- ساغر لقايي- الناز انصاري- سارا ايمانيان- جلوه جواهري- زارا امجديان- زينب پيغمبرزاده - نسرين افضلي- مهناز محمدي- سميه فريد- فريده انتصاري- رضوان -مقدم- سارا لقماني
پی نوشت ۲: دیروز ۱۵/۱۲/۸۵ هشت نفر به قید کفالت آزاد شدند! اسمی عبارتند از: سارا لقايي، ساقي لقايي، نيلوفر گلکار، پرستو سرمدي، ناهيد انتصاري، فريده انتصاري، پرستو دوکوهکي و سارا ايمانيان .در زنستان بخوانید. امروز ۱۶/۱۲/۸۵ هم قرار است ناهید کشاورز، ناهید جعفری، آسیه امینی، سمیه فرید و زینب پیغمبرزاده با قرار کفالت آزاد شوند!در رنستان بخوانید! پی نوشت سوم : به جز شادی صدر و ژیلا بنی یعقوب و محبوبه عباسقلی زاده تا ساعت دو بامداد ۱۷ اسفند همه آزاد شدند! پی نوشت چهارم: ژیلا هم آزاد شد!
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 14:50 توسط ** بيتا ياري **
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیروز داشتم مقاله آقای محمدرضا تاجیک رو تو اعتماد ملی می خوندم و ازش خیلی لذت بردم. بعد خوندنش یاد این جمله توی کتاب 1984 افتادم که جورج اورول گفته:
"هدف جنگ این نیست که سرزمینی را فتح کند یا از تسخیر سرزمین خویش جلوگیری به عمل آورد ، هدف اینست که ساخت جامعه تمام عیاربماند.بنابراین خود واژه جنگ گمراه کننده شده است !اگر بگوییم جنگ براثر استعمار رخت بربسته پربیراهه نگفته ایم.صلحی حقیقتا پایدار جنگی پایدار است!".
این معنای شعار "جنگ صلح است" در کتاب 1984 است. چقدر این معنا با سیاست خارجی و داخلی ما یکی است و چقدرخوب آقای تاجیک اوون رو آشکار کرده. پیشنهادم اینست که همه یکبار این مقاله را دوباره بخوونیم !
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 8:40 توسط ** بيتا ياري **
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این هفته که گذشت من اصلا نتونستم پستی آپ کنم علتشم این بود که به شدت مریض بودم و یه پنج روزی هم از شدت درد تو خواب بودم و از هیچ کجا خبر و اطلاعی ندارم و در کمال بی خبری به سر می برم!
امروز یازدهم اسفنده ، از صدای فرش می شوریم تو کوچه ها و از شلوغی شهر بوی عید و نوروز میاد. ایرانیها بعد از تاجگذاری کورش جشن نوروز رو برپا کردند که دقیقا با آغاز چرخش زمین به نیمه تابستانی شروع میشه . همه دیدیم که سر سفره هفت سین همیشه ماهی قرمز هم هست و همه بزرگترها میگن که حیوونها سال تحویل و می فهمن (چرخش زمین و متوجه میشن )مثل ماهیها که روی آب میان ! یا دیدیم که یه سیب رو تو ظرف آب میندازن و برا سال تحویل بهش نگاه میکنن ! اینها همه واسه اینه که لحظه سال تحویل چون درست برابر لحظه چرخش محوری زمین برخلاف شش ماه گذشته اش هست ، یه حرکتی رو جاذبه در کلیه موجودات بوجود میاره که قابل دیدنه ! مثلا همون سیب توی ظرف آب وقتی زمین حرکتشو عوض کنه (نوروز) یکبار می ره پایین زیر آب و دوباره میاد بالا.که این همون دلیل اثبات نوروز(تغییر جهت محور کره زمین ) هستش . اما من سالها دقت کردم تا لحظه سال تحویل این مسئله رو ببینم اما نشد؛ یعنی حرکتی که بشه نوروز رو توش فهمید ندیدم . تا اینکه متوجه شدم به علت احتساب سال خورشیدی و روزهای سالهای کبیسه تاریخ نوروز وافعی زمین دقیقا یازده اسفند هستش که این حالت درش قابل دیدنه و با محاسبات هم قابل اثباته ! امروزم یازده اسفنده؛ یعنی زمین رو به شش ماهه تابستونی خودش کرده و زمین گرم میشه .یعنی همون نوروز باستانی خودمون که از کورش مونده! نوروز مبارک ! |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چرا کسی نمی شنوه ؟ چرا از کسی صدایی در نمی یاد؟ بابا یکی رو دارن زنده زنده زجر کش می کنن! اون بلایی که سر اکبر محمدی آوردنو دارن سر احمد باطبی میارن. جرمش این بود که فقط یکی از هزار پیرهن خونی مقتولین و نشون داده بود همین! هی بچسبید به بمب اتمی که احمقی نژاد دوس داره همه چیزه و فداش کنه و دم ازحق مسلم بزنه ! نه چرا نشستین؟ چرا حمایت نمی کنین ؟
اون نباید قربونی شه !
آخرین خبر: همسر احمد باطبی هم توسط سزبازان گمنام ربوده شده! |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شنیدم که تلویزیون امسال دادگاه خسرو گلسرخی رو پخش کرده خیلی دوست داشتم منم میدونستم و میدیم خب شب 22 بهمن دوبازه اونو تکرارکردن اینبار منم دیدم!
بعد دادگاهش خیلی ناراحت بودم ، دیگه خوابم نمی برد . حتی نمی تونستم آروم شم و یه چیزی بنویسم . من سنم به گلسرخی و این حرفها قد نمیده اما همیشه از بابام شنیدم که این سرود "هوا دلپذیر شد " رو که تو دهه فجر(زجر) پخش میکنن ، خسرو شب قبل از اعدامش نوشته ! همیشه بابام بهم میگفت که انقلابو مجاهدین خلق و فدائئ ها کردن و بعد آخوندا مصادرش کردن ! من فعلا زیاد به این مسئلش کاری ندارم چون شاید بعدا در موردش یه پست مطلب بنویسم اما دادگاه خسرو وبعدش حرفهای رحیم پورازغدی بدجور تو ذهنم رژه میرن ! یاد دادگاه خودم افتادم! یاد بازجویی های شبانه تو اوین ! زیر پخش دادگاه خسرو گلسرخی نوشته بودند "محاکمه خسرو گلسرخی در بیدادگاه شاه" . موافقم که دادگاه نظامی در هر جایی بیدادگاهه ! چه برسه به اینکه یه سوسیالیست رو توش محاکمه کنن ! اما باز هم آن دوران لااقل حکومت آنقدر رفتار و عملکرد خود را قانونی میدانست که یک دادگاه علنی داشته باشد حتی اگر داد گاه نظامی باشد ! اما اسم دادگاههای امروزی این حکومت را چه باید گذاشت؟ بدتر از بیدادگاه؟ راست می گویید بدتر از بیدادگاه ! توی اوین بند 209 اولین اتاق از در ورودی اتاق قاضی است .دقت کنید داخل بند 209 زندان اوین . یک اتاق نه بیشتر ! همین خود نمایانگر بیداد است یا باز هم نیاز به گفتن است ؟ اگر در بیدادگاه شاه جایگاه متهم و قاضی و و کیل و ... مشخص بود ، اینجا فقط یک میز است آنهم برای بازجوی خوش خدمتی که در حد یک قاضی حکم میراند و گرنه کیست که باور کند متین راسخ قاضی است! می بینید بازجو همان قاضیست ! یعنی کسیکه تو را متهم میداند باید برایت حکم بدهد!(شاکی خود قاضیست !) دیگر چه عدالتی می ماند؟ خوب به خاطر دارم دختری را که کپی برگه قرار خود را می خواست ؛راسخ چنان فریادی زد گفت " الان چیکار میخواهی؟" و با گفتن "حالا نشانت میدهم " چه بلایی سر آن دختر آورد .(زیر برگه قرار نوشته شده که متهم میتواند یک کپی از این برگه را داشته باشد!) می بینید قاضی امروز نه تنها اطلاعی از قانون ندارد بلکه تا میتواند حقوق متمین را زیر پا میگذارد و شانیت انسانی افراد را با فریاد دون شان خود یاد آور می شود ! وای که چه روزهای وحشتناکی بود! هفتاد و شش زن و دختر از 18 ساله تا 70 ساله همه این روزها را گذراندند آنهم به خاطر یک تجمع مدنی در 22 خرداد 85 . بعد پخش دادگاه گلسرخی بلافاصله رحیم پور ازغدی روی صفحه ظاهر میشود . جوری حرف میزند از بازجوییها ی سوسیالیستها و هرکه گرایش ایستی دارد که انگار کسی نمیداند خود او همه شان را زیر تیغ فرستاده ! بازجوی عقیدتی درجه اول امنیتی سالهای اوایل انقلاب "رحیم پور ازغدی " روایت خود را از ایسم ها میدهد که همه در این مکتب الاغند و .... حتما تمامی کسانیکه آن سالها فرزندشان یا پدر و خواهرشان را از دست داده اند بهتر پی برده اند که چرا از فرزندانشان دیگر خبری نیست ؟ امسال رحیم پور که مکتبیها رو الاغ بدانند برای جانشان هم ارزشی قایل نیستند! دیگر دادگاه چه می خواهند ! |
|||||
|
|||||