|
از شما خفته چند، چه کسی می آید با من فریاد کند؟
|
|
|
|
||||
|
برای یه ماموریت به اصفهان و نجف آباد سفری داشتم ، می دونستم که نجف آباد یه شهر مذهبیه و خاندان آیت ا... منتظری هم تو این شهر مقیمند . و اتفاقا با کسی که اونجا کار داشتم از اقوام آیت ا... منتظری بزرگ بود و چه افراد با صفایی . یکی از اونها برام میگفت که به خاطر طرفداری از آیت ا... پدرش که ریس کل یه اداره ی دولتی تو نجف آباد بوده اخراج شده و یک سال هم زندانی بوده !خودش از اعضای فعال حزب مشارکت نجف آباد و شغلش رو هم آزاد انتخاب کرده .از صحبت بین چن تا پسر ۱۹-۲۰ ساله باهم فهمیدم که اینجا هنوز اصلاح صورت برای پسرها با تیغ یه جور فوبیاست و خیلیها سر این کارشون توسط پدر و خانواده مدتها مغضوب بودن !
کارم زیاد طول کشید مجبور شدم شب بمونم ، تازه اول دردسر بود یه دختر مجرد ، تک و تنها. بایست یه هتل پیدا می کردم که هم با جیب من بخونه و هم تمیز باشه ! اصفهان پر هتله با خودم فکر میکردم اولین جای قیمت مناسب رو انتخاب می کنم اما برای این مملکتی که قاچاقچیها ، ولگردا و جنایتکارا توش امنیت دارن و نویسنده ها و روشنفکرا مجرم ،این اشتباه فکر کردن بود ! با کمک دوستان یه دربست گرفتیم و تک تک هتلهای شهرو سر زدیم ، هر جا می رفتیم همینکه می گفتیم برا خودم یه اتاق می خوام همه میگفتند به خانوم تنها پذیرش نمی دیم ، اول برید اماکن نیروی انتظامی نامه بیارید تا جا بدیم ! انگار که یه زن تنها حق سفر نداره و اگر تنها جایی بود یه زن سالم اجتماعی نیست !جوری که رزویشن هتلها صحبت میکردن که انگار راه دادن یه خانوم که پاسپورت همین نیروی انتظامی رو داره یعنی بازکردن در فساد به محیط مقدس هتل ! باز هم همون نگاه جنسی روم سنگینی می کرد همون نگاهی که از اول انقلاب بوجود اومد همون که هر کسی رو از انسانیت خودش جدا کرد و با جنس اون بهش بها داد (مونث /مذکر)، بد جوری بهم توهین شده بود انگار که یکی با صدای بلند بهم بدکاره گفته باشه !باز هم آش نخورده و دهن سوخته اونم به خاطر زن بودن ! تو اون لحظه از این نگاهی که بهم میشد خجالت میکشیدم نه از زن بودنم . همه این شرمها به غیرت فروشان منکراتی باد! این هم از شهر توریستی ! تو این مملکت برا خانومها امنیتی وجود نداره جز داخل خونه ، حکومت هم جوری قانون گذاری کرده که خانومها فقط تو خونه بمونن و هیچگونه حق شهروندی رو نداشته باشن ! اگه هم رفتن هیچ جایی برای موندن نداشته باشن و تو خیابون بمونن که یا فاسد شن یا هزار بار آرزوی دهن باز کردن زمین بکنند و دیگه جایی نرن !خیال غیرت فروشها هم راحت باشه که هیچ فسادی کسی رو تهدید نمی کنه و امنیت کاملا برقراره !این فقط راضیشون میکنه ! شرمشون باشه ! (یادم میاد دوستام که به بوشهر سفر کرده بودن هم اینو میگفتن که مجبور شدن تا صبح تو خیابونها راه برن چون هتلی بهشون جا نداده!) فقط با خانومها اینطور رفتار میشه وگرنه آقایون حتی اگه اینترپل دنبالشون باشه به راحتی تو هر هتلی جا براشون هست . اما یه زن تنها اگه بره هتل براشون فقط یه معنی داره اونم بدکاره ! این یعنی همه خانومها از پیش مجرم منکراتی هستن یعنی عامل فسادن و حتمن قبل از راه دادنشون باید منکرات و اماکن تایید کنن که بی گناهن و هیچ مفسده ای بوجود نمیاد ! همون نگاهی که تو عصر هجر اعراب به زنان داشتند و دارند ! واقعا ما زنان ایرانی تا کی باید این همه خفت و ننگ رو تحمل کنیم ؟تا کی باید دنبال اثبات بی گناهیمون به افرادی باشیم که ذهنن بیمارن و هیچگونه حق شهروندی رو برای زنان به رسمیت نمی شناسن ؟ تا کی باید دنبال حق شهروندیمون باشیم ؟تا کی این تبعیضها رو تحمل کنیم ؟ این همه ذلت تا کی؟ از همه فعالین حقوق زنان خواهش می کنم که این مسئله رو هم پیگیری کنند. مثل اینکه سابقه ممنوع بودن زنان فقط در حوزه وب نیست بلکه برا هتلها هم زنان ممنوعند!
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 8:19 توسط ** بيتا ياري **
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پریشب شنیدم که فرناز سیفی (نویسنده وبلاگ امشاسپندان)، طلعت تقی نیا و منصوره شجاعی سه تن از فعالان جنبش زنان زمان رفتن به هند در فرودگاه امام خمینی دستگیر شده اند و ماموران به خانه هایشان رفته اند و کلیه دستنوشته ها و case کامپیوتر شان را با خود برده اند! اینطور که شنیده ام همگی یکراست به بند 209 اوین که متعلق به وزارت اطلاعات است منتقل شده اند ، بماند که هیچ حکم دستگیری برای این افراد ارائه نشده و نه دادگاهی،نه شکایتی ،نه تفهیم اتهامی !فقط همانند دستگیری جانیان این سه فعال فرهنگی دستگیر شده اند ! جرم اینها چیست ؟ شاکی اینها کیست ؟ می دانم سئوال بی خودیست، چرا که جواب را بهتر میدانم .جرم اینها اینست که اهل آگاهی و فرهنگ اند و با چماق و مشت آهنین میانه ای ندارند ، دستی هم در قدرت ندارند تا زیر سایه حمایت آنها باشند بلکه تنها نهاد و وجدان بیداری دارند که از ظلمت و ستمی که بر هم نسلان و هم جنسان خود میروند فریاد آرامی سر داده اند و می خواهند همه خفتگان را بیدار سازند و نگذارند ساز خوشخوابیی که حکومت مینوازد آنها را نیز مسموم کند. جرم آنها اینست که نمی خواهند بخوابند و بیدارند .! جرم آنها اینست که خوابان را هم با زمزمه هوشیاری به بیداری فرامی خوانند.! جرم آنها اینست که حق و حقوق خود را می شناشند و آنرا می خواهند .! جرم آنها اینست که می دانند حق مسلمی که حکومت به آنها می دهد بردگی و جنگ و گلوله است و آنها حق خود،که آزادی و ارزش گذاشتن به حقوق همه انسانها و اندیشه هاست را می خواهند .آنها به دنبال رشد باور مردم و مبارزه با خرافات و فرهنگ زن ستیز هستند و می خواهند همه به این حقوق خود واقف شوند تا هیچ فربه ی چماق بدست پشت به قدرت گرم نتواند بر آنها فرمان براند ، نتواند آنها را بیازارد. شاکی آنها کیست ؟ از نحوه دستگیری آنها مشخص است که افراد اطلاعاتی (سپاه و وزارت اطلاعات ) که سابق جزو امنیت موازی محسوب می شدند دستگیر شده اند و انتقال آنها به بند خود مختار 209 گویای همه چیز است . نحوه دستگیری خود نشاندهنده اینست که اینان به هیچ حق و حقوق و قانونی احترام نمی گذارند و حامیان محکمی در قدرت دارند ! شاکی آنها کسی است که هیچ حقی را به رسمیت نمی شناسد مگر بندگی و بردگی سفاکان فعلی را. هیچ فعالیت آزادی را به رسمیت نمی شناسد مگر قتل و ترور و چماق را. هیچ فردی حق اندیشه ای را نباید ترویج کند مگر اندیشه چریکی را (به گفته حسن عباسی تئورسین این افراد )! شاکی آنها تا امروز 28 سال است که بر همین قدرت نشسته و آنچنان ریشه دوانیده که سم مهلک قدرت او تمامی افراد را همانند رمان کوری ساراماگو یا کورو کر وساکت و معتاد و بی خیال کرده . شاکی آنها همانهایی هستند که از سکوت مردم در برابر اختناق لذت می برند و جز این را نمی خواهند تا تضمینی بر بقای نظامشان باشد. راست می گفت آن راننده تاکسی که اگر امروز کسی در گوشه خیابان انواع مواد مخدر را بفروشد ، کسی با او کاری ندارد وهرگز او را دستگیر نمی کنند اما اگر کسی در همان گوشه خیابان حرفی بزند که نشان دهد حق و حقوق خود را می شناسد و می داند بلافاصله سر از ناکجاآباد در می آورد.!!! حکومت امروز ما به هر دری می زند تا افرادی امثال فرناز سیفی و هزاران زن و دختر آگاهی پیدا نشود که مبادا باد آگاهیشان سوز سختی را به تن قدرت بیاندازد ! امروز جرم است اگر کسی همه را به بیداری بخواند ، به حق و حقوقشان دعوت کند !آگاهی دادن و آگاه کردن جرم است !!! ترور و قتل و تجاوز جرم نیست !!! الان که دارم این مطلب را می نویسم ظهر تاسوعاست و صدای طبل و زنجیر از همه جا بلند است ، اما می دانم که هیچ صدایی به سلولهای بتنی بند 209 اوین نمی رسد . می دانم که این سه نفر شب و نیمه شب و سحر هر لحظه و مدام بازجویی شده اند و حالا تمامی بازجوها رفته اند تا به مراسم عذاداری خود برسندو این سه نفر بلاتکلیف همچنان منتظر آزادی نشسته اند. می دانم چه عذابی را هر لحظه باید تحمل کنند ! لحن تحقیرآمیز و تند بازجوها ، تحدیدها گه اگر اعتراف نکنی مرتکب فلان جرم شده ای چندین سال اینجا مهمانی ! و در مقابل انسانهای بی گناه و آزاده ای که باید به انسانهایی که بویی از آزادی نبرده اند بفهمانند کارشان جرم نیست و این همان سخت ترین جای کار است ! اینکه تو بگویی فعال جنبش زنان هستی و به آزادیهای قانونی خود واقفی آنهم برای کسیانیکه اغلب زنانشان را در حدی مجاز به زندگی می دانند که فقط در پشت پرده به تمکین و فرمانبری از شوهر مشغول باشند و نه بیشتر ، تو از پیش مجرمی نه متهم ! همین که تو با یک نامحرم (بازجوها) به راحتی از آزادی می گویی، برای آنها همین جرم توست ، چون بی پروایی ! آنها که بویی از آزادی و انسانیت نبرده اند! برای همه زنان در بند و این سه فعال لحظه شیرین آزادی را می خواهم ، همانند لحظه ای که پس از 6 روز از بند209 اوین رستم و خود را در آغوش برادرم یافتم، می خواستم تا خانه بدوم !
بعد از تحریر به استناد این خبردر سایت نشریه زنستان هر سه امروز آزاد شده اند خیلی خوشحالم ! |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پارچه نوشته سرتاسر شهر رو پوشونده ، بعضیها سیاه عزاداریه و بعضیهام مربوط به تبلیغات مداحان و سخنرانیهاس . هر سال محرم که میشه ابتکارهای توده ها (اولئک کل انعام بل هم اضل)در مورد اصل کردن حاشیه با شکل و شمائل جدید خودشو نشون میده؛ مثل همین نمونه که روی تبلیغ زده شده بود "ای عمو آب چه شد؟" . همه ساله جوری تبلیغ میشه که انگار مسئله آب اصل قضیه بوده و تشنه لب بودن از خود ماجرا بیشتر اهمیت داره !؛ همین خودش یعنی حاشیه رو به اصل تبدیل کردن و تحریف تاریخی قضیه و تازه توده ها جوری از اوون یاد میکنند که انگار دعوا سر آب بوده !!!! با این وجود همه اینها از مراکز حکومتی هم ساپورت میشن و نظام هم با پوپولیسم و رفتار عوامانه ای که جنبه حمایتی به این مسائل داره باعث گسترش این فرهنگ برای توده ها میشه ، این چیزها رو که میبینم منو بیشتر مطمئن میکنه که همین ها اما حسین رو کشتن ! |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یه مدته بدجور تو فکر اینم که از روزهای گذرونده تو اوین بنویسم . اینکه چطور بازجوها از هر چیزی که بدشون می اومد امروز تعطیل شده یا دستگیر یا فیلتر یا... برا من که یه عمر خاطره گذاشته و یه دنیا سرنخ ! هر چقدر بیشتر به الفاظ مورد استفاده شون فکر میکنم زوایای تاریک بیشتر برام روشن میشه !میفهمم که کی هستم و کیا بهمون حکومت میکنن!
باید بنویسم تا همین بلاگ شاهد تاریخ باشه واونو تو خودش ثبت کنه . |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نه مثل اینکه توهم از شدت گذشته بعضیها باعث شده که وبلاگها و سایتها ثبت شن یا فیلتر. برا من جالبتر اینه که دولتی که هنوز در مورد دنیای مجازی اطلاعاتی نداره دنبال مجرم توش میگرده ! دنیای مجازی قانون حکومتی نمی پذیرد ، خود بر اصل آزادی اطلاعات و اندیشه شکل گرفته و زیر یوق دستگاههای اطلاعاتی و حکومتی نمی رود . |
|||||
|
|||||