تبليغاتX
فریاد: به یاد یعقوب مهرنهاد
از شما خفته چند، چه کسی می آید با من فریاد کند؟
اسم وبلاگم از اسم آهنگي به همين نام از استاد شجريان گرفته شده ، شعر از فريدون مشيري هستش و صداي بي نظير استاد اونو چند برابر بيادماندني كرده،
هر وقتي كه اين آهنگ رو گوش مي كنم يه احساس ديگه اي پيدا مي كنم، احساسي كه هميشه از خواب بودن مردم بهم دست ميده ، اينكه هيچكسي نمي خواد از اين ظلمت بلند شه و منم كه تنهايي تو اين فكرم.
واسه همينم هست كه براي اينكه باوركنم كسي خفته نيست اين وبلاگو كه از سالها پيش در صددش بودم را انداختم تا يه روزي كه همه از خواب بيدارشن!




مشت مي كوبم بر در
پنجه مي سايم بر پنجره ها
من دچار خفقانم ، خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم
هاي!
با شما هستم
اين درها را باز كنيد
...
من به دنبال فضايي مي گردم
لب بامي
سركوهي
دل صحرايي
كه در آنجا نفسي تازه كنم
مي خواهم فرياد بلندي بكشم
كه صدايم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد من را، بايد اين داد كند


از شما خفته چند
چه كسي مي آيد
با من فرياد كند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 14:11  توسط ** بيتا ياري **  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


بالاخره جدي شدم
ديگه با اسم خودم بنويسم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 10:59  توسط ** بيتا ياري **  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 
eXTReMe Tracker